![]() |
![]() |
|
![]() ![]()
این انگلیسی ها حق شان بود!! کمی پیشتر پرونده ای داشتیم به نام حقوق بشر که ظاهراً به وضعیت زندان های جمهوری اسلامی، آزادی بیان و فعالیت های سیاسی و اجتماعی، وضعیت اعدام ها، شکنجه ها و قتل ها و بازجویی ها و صدور احکام و ... مربوط می شد. در این کشمکش هسته ای و فشار پرونده از اروپا و شرط تعلیق و ... نفهمیدیم چه شد! احتمالاً دوستان اروپایی ما این پرونده را در ازای تعلیق موقت غنی سازی موقتاً بسته بودند. حتماً باید بر سر این خانم ملوان انگلیسی چفیه می گذاشتند (تا حجاب اسلامی اش حفظ شود!) و با دست هایی لرزان در جلوی دوربین سیگار می کشید و اعتراف می کرد. حتماً باید از ملوانان انگلیسی اعتراف تلویزیونی می گرفتند و ندامت نامه و نامه عذرخواهی می نوشتند تا دوستان بریتانیایی ما در بوق کنند که در ایران حقوق بشر رعایت نمی شود و این اعترافات و این نامه ها سندیت ندارد و تحت فشار گرفته شده اند!!! حتماً باید این بلا سر خودشان می آمد تا بفهمند مسأله حقوق بشر در ایران مسأله مهمی است. تازه این ملوانان از حمایت خارجی برخوردارند و ما مجبوریم در جلوی دوربین به آنها شنیسل بدهیم تا فکر نکنند در ایران با آنها بدرفتاری می شود. بیچاره جوانان ایرانی که هیچ کس متوجه نمی شود توسط چه کسی بازداشت و در کجا نگهداری می شوند. آن هم با چه وضعیتی. بگذریم. ۱۵ تا می دهیم ۵ تا می گیریم. این است اقتدار ایرانی!! خانواده های این ملوانان هم یادشان باشد تمام شد سال هایی که ارتشی بودن راحت ترین شغل و پردرآمدترین شغل بود. یادشان باشد ایران چه کشوری است. تازه الآن وضعیت صلح است. اگر جنگی در بیفتد خدا می داند با فرزندان آنان چه خواهیم کرد. اگر خیلی نگران هستند می توانند یک تظاهرات ضد جنگ راه بیاندازند و از بلر بخواهند از وقوع جنگ جلوگیری کند!!! اگر کسی به مرزهای آبی جنوب ایران تجاوز کند مجازاتش همین است. (مرزهای شمالی ایران و وضعیت سهم ایران در خزر خیلی مهم نیست. آنجا برادران روسمان هستند. نمی دانم این روسیه که هر بار قراردادی کلان با ما می بندد و نفعی کلان نیز می برد و آخر هم بر علیه ما رای می دهد مهره مار دارد که ما باز هم باید همیشه به سمت او برویم؟ یعنی چهار تا مهندس هسته ای که قرار است نسل پنجم این تکنولوژی را به کشور ما بدهند یا ندهند این قدر ارزش دارند؟). باز هم بگذریم. دوستی فرض جالبی مطرح می کرد. می دانید که فرضیه و نظریه با هم تفاوت دارند! آیا این احتمال وجود دارد که همه چیز ساختگی باشد؟ یعنی دولت انگلیس در جریان همه چیز باشد یا به عبارتی دیگر عامدانه دست به این حرکت زده باشد؟. بازی برد ـ برد. احتمالش بعید نیست. از این انگلیسی ها این رفتارها بعید نیست. اما سؤال اینجاست که هرکدام از ما از این بازی چه سودی می بریم. مثلاً سود ما علاوه بر نشان دادن اقتدار و حرکت پیشگیرانه از جنگ می تواند مبادله با گروگان های دستگیر شده در اربیل و از همه مهم تر تحت الشعاع قرار دادن قضیه انرژی هسته ای و تحریم و تحریف افکار عمومی و وحدت ملی و ... باشد. انگلیس چه سودی می برد؟ ضرری که نمی کند. چون برای آزادسازی ملوانان خود هزینه ای نمی پردازد. هزینه را امریکا باید پرداخت کند. اما چه سودی می برد؟ چه امتیازی از ایران می خواهد؟ و چه امتیازی از امریکا؟ شخصاً معتقدم انگلستان برخلاف تصور عمومی!!! از برزگترین دشمنان امریکا است. اگرچه نخستین و پایدارترین همراه اوست. انگلیس منافع ملی خود را با همراهی با امریکا و ضربه زدن به او دنبال می کند. انگلیس به دلیل ضعف اقتصادی در برابر رقیب٬ منافع خود را از طریق قدرت بازی های پیچیده سیاسی به دست می آورد. اما چه امتیازی و چگونه؟ آیا کسی می تواند به این سؤال پاسخ دهد؟ اما این مسأله را هم نباید فراموش کنیم که حتی اگر این فرض غلط باشد سیاستمداران انگلیسی استاد تبدیل تهدید به فرصت هستند. بنابراین عقل آقای بلر و حامیان پشت پرده ایشان به این مطالب می رسد. (وقتی عقل یک وبلاگ نویس ایرانی ساکن خاورمیانه که تنها چند سال است با سیاست آشنا شده است می رسد ...) پس می توانیم به این نتیجه برسیم که به هرحال انگلیسی ها به دنبال پرداخت کمترین هزینه و انتقال هزینه به امریکایی ها و گرفتن بیشترین امتیاز از ایران و امریکا هستند. اما این را هم فراموش نکرده ایم که انگلیس همین طور که به بزرگترین حامی خود امریکا در طول تاریخ بارها و بارها خیانت کرده است و منافع استعماری خود را به بهترین شکل از طریق اشاعه بنیادگرایی و تحریک رفتارهای ضد امریکایی به دست می آورد٬ به ایران و هیچ کشور دیگری نیز رحم نخواهد کرد و خیانت و ضربه خود را به بهترین شکل شامل حال آن کشور نیز خواهد ساخت. ضربه های تاریخی استعمار روس و انگلیس را هنوز احساس می کنیم. پی نوشت: فرض فوق با توجه به شواهد صحیح به نظر می رسد. ملوانان انگلیسی در آبهای ایران دستگیر شدند. آنها برای انجام ماموریت با قایق به آب های ما آمدند. ماموریت آنها ظاهراْ جاسوسی نبوده است. بنابراین کسانی که به آنها ماموریت داده اند می دانستند که قرار است آنها به آب ایران بروند و به احتمال زیاد دستگیر می شوند. طبق گفته مقامات نظام این اولین بار آنها نیز نیست. آنها پیش از این نیز چند بار دست به این عمل زده بودند و باز هم طبق گفته مقامات قصد تحریک داشته اند و عملیات آنها٬ عملیات تحریک آمیز نام گرفته است. ما را به چه کاری می خواستند تحریک کنند؟ واکنش ما قطعاْ از دوحال نمی توانست خارج باشد. ۱. تیراندازی ۲. دستگیری آنها از واکنش ما چه سودی می بردند و چه هدفی را دنبال می کردند؟ بازی برد - برد لزوماْ به معنی یک بازی دوطرفه نیست که در آن هر دو طرف پیروز هستند. معنی دیگری نیز دارد. معنی دیگر آن این است که در یک بازی خود را در موقعیتی قرار دهیم که هر یک از احتمالات پیش رو منجر به برد شود. به عنوان مثال در بازی شطرنج می توانیم با یک حرکت حریف را به واکنشی وادار کنیم که یک سوی آن می تواند مات شدن او و سوی دیگر کیشی دیگر از سوی ما باشد. هدفی که انگلیسی ها از این بازی دنبال می کردند نیز می تواند مشابه این حالت باشد. این مساله به تدریج نمایان می شود. اگر ایران ملوانان را پس ندهد بحث حمله نظامی و مشارکت انگلیس مطرح می شود و اگر بخواهد پس بدهد نیز امتیازی دیگر. انگلیس روابط تجاری خود را با ایران قطع کرده است. قطعاْ از سرگیری روابط با نشان دادن حسن نیت و امضای قرارداد تجاری کلان باید همراه باشد. (معمولاْ این طور است) این قرارداد تجاری لزوماْ ننگین نیست. اما به هرحال قراردادی سودآور برای آنها است. قراردادی که مثلاْ می تواند با توتال یا شل باشد با بریتیش پترولیوم امضا شود. یا حالت های دیگر. کما اینکه هزینه این مساله را هم امریکا به دلیل همراهی همیشگی انگلیس باید بپردازد!! و انگلیس به خاطر این فشار عظیمی که تحمل می کند قطعاْ امتیازات دیگری را نیز از این شریک خود طلب خواهد کرد. پیشبرد زمان این هدف شوم انگلیسی را نشان خواهد داد. حال به راحتی متوجه می شویم که این مظلوم نمایی انگلیسی ها نیز مانند همین بازی ساختگی است. چرا که به راحتی تبدیل به حالتی دیگر می شود.
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
در این وبلاگ تلاش خواهد شد تا با ارائه نظراتی پیرامون مسائل مختلف سیاسی٬ فرهنگی٬ اجتماعی٬ و علمی مباحثی را طرح کرد و نظرات دیگران را درباره آنها جویا شد. به نظر می رسد در فضای فعلی وبلاگ ها یکی از مؤثرترین و قابل اطمینان ترین رسانه ها در فرهنگ غیر رسمی باشند. سعی بر این است که در تمامی مباحث توسعه همه جانبه و متوازن و همچنین اخلاق در تمام سطوح به عنوان سرلوحه کار مد نظر قرار گیرند. اما به هر حال این رسانه یک وبلاگ است و تمامی ویژگی های این رسانه را در بر خواهد داشت. به همین جهت طبیعی است که بسیاری از پست ها بیشتر یک یادداشت روزانه باشند. این یادداشت روزانه گاهی تنها یک احساس را می تواند در بر بگیرد و گاهی یک نظر و گاهی یک نظریه!! نظرات دیگران هم طبعاْ همین طور است. بنابراین نمی توان نوشته های ثبت شده در یک وبلاگ را دارای بار حقوقی دانست و فرد یا گروه یا نهادی را مسؤول آنها دانست. وبلاگ تنها یک دفترچه یادداشت اینترنتی حامل گفتمان های عام است.
امید است که این وبلاگ نیز در کنار سایر وبلاگ ها بتواند با ایجاد رسانه فراگیر و قابل اعتماد نقش کوچکی در پیشبرد فرآیند توسعه داشته باشد. |
|
RSS
|